تبليغاتX
علم و هنر شهرسازی
مطالبی در مورد شهر.شهرنشینی.علم شهرسازی و... و در نهایت سلام و احوال پرسی دوستان.
از ميدان هاي كهن تا فلكه هاي امروزي

ترافيك در دايره ناآشنا

واژه ميدان، در اصل پارسي است ولي جمع عربي بسته و به آن ميادين مي گويند. اين معني واژه ميدان از فرهنگ دهخدا است. با اين تعريف، در گذشته ميدان به هر عرصه فراخ، پهن و بي عمارت گفته مي شد، به همين دليل ميدان به مكان هاي بزرگ و سربازي كه در آن چارپايان، سبزي و ميوه، ذغال و كاه و امثال آن را مي فروختند نيز اطلاق مي شد. اين نوع ميدان ها، ميدان تجاري بودند و تا به امروز نيز معمولا چنين مكان هايي نام ميدان را به خود دارند، مانند ميدان ميوه وتره بار و ساير ميادين كه عمدتا عبارت بودند از ميادين حكومتي كه نهادهاي حكومتي در اطراف آن مستقر بودند مانند ميدان ارگ تهران يا نقش جهان اصفهان، ميدان نظامي كه خاص تمرينات نظامي و...مانند ميدان توپخانه و ساير ميادين ميدان اصلي شهر نيز محل اصلي تجمع مردم بود، فضاهاي عمومي متعددي از مساجد، بازار، آب انبارهاي بزرگ و نظاير اينها پيرامون آن جمع شده بود، مانند سبزه ميدان تهران يا قزوين.
به گفته يك شهرساز در گذشته در ايران هر شهر يك ميدان داشته كه عناصر موجود در آن متاثر از عناصر ميادين يونان بوده است. در ميادين ساخته شده در شهرهاي يونان تالار شهر ياثنا، كليسا يا معبد بزرگ شهر، بازار يا آكادمي باغ دانش از عناصر يك ميدان بوده كه در ايران نيز كاخ شاهي، مسجد و بازار از عناصر ساخته شده در اطراف ميدان بوده كه در نقش جهان اصفهان وجود اين عناصر به خوبي به چشم مي خورد.
به گفته صمد ذواشتياق (طراح جامع شهر تهران ): غير از ميادين بزرگ شهر هر شهر چند ميدانچه هم داشته كه معمولا بزرگان محل براي رفع مشكلات محل در آن جمع مي شدند.ميدان استفاده ديگري نيز داشته و آن زماني بوده كه شهر گرفتار بلايي همچون آتش سوزي يا بيماري لاعلاجي همچون وبا مي شد مردم در ميدان بزرگ شهر جمع مي شدند تا بلا از شهر دفع شود.به گفته ذواشتياق بعد از ورود اتومبيل به شهر، ميدان بافت و تاثير خود را از دست داده است، بنابراين آنچه امروز در كشور ما به ميدان مشهور است ميدان واقعي نيست، بلكه فلكه يعني جايي كه دور آن مي چرخند است.
به گفته يك معمار طراحي شهري، ميدان، يك مفهوم علمي ، يك مفهوم غلط و يك مفهوم ميانه دارد.به مفهوم علمي، ميدان فضاي بيروني همگاني است كه محل تجمع مردم و فعاليت هاي آزاد است؛ انجام فعاليت هايي كه ماهيتا جمعي است و نمي توان زير سقف انجام داد. با اين تعريف ميدان يك فضاي شهري نيمه محصوري است كه باز بودن و عمومي بودن، ويژگي خاص آن است و زماني كه محوريت زياد است به گونه اي كه استفاده كنندگان حس كنند يك فضاي نيمه داخلي است و فقط سقف ندارد كه ميدانچه يا پلازا نام دارد.
بهترين معادل براي ميدان
بهترين معادل براي ميدان شهري در زبان انگليسي پلازا است كه در ايتاليايي پياتزا و در اسپانيايي پلاكا گفته مي شود و هر سه كلمه از واژه لاتين پلاتي مشتق شده اند، پلازا به عنوان فضاي عمومي و سرباز تعريف شده كه كف آن را بيشتر مصالح سخت پوشانده و ورود اتومبيل به آن ممنوع است و عمدتا فضائي براي قدم زدن، رفع خستگي، نشستن و خوردن و آشاميدن و تماشاي اطراف است.
به نظر مصطفي بهزادفر عضو هيات علمي دانشگاه علم و صنعت برخي تكيه ها يا حسينيه ها هم مي توانند به عنوان ميدانچه عمل كنند كه معروف ترين آنها در يزد است ، حسينيه هايي كه ساختمان ندارند، محوطه اي هستند كه ديوار داشته و محل برگزاري آئين هاي مذهبي بويژه آئين عزاداري امام حسين(ع) و به طور خاص نخل گرداني هستند.در تهران هم محلاتي همچون سنگلج، محله كوچك درخونگاه، ميدانچه هاي مختلفي را كه مظهر قنوات و استقرار مساجد هستند مي توانيم ببينيم. برخي از ميدا ن ها در مقياس بزرگتري عمل مي كنند كه در تهران ميدان ارگ، توپخانه و سبزه ميدان وجود داشته كه از توپخانه چيزي به غير از بانك شاهي يا همان بانك تجارت در خيابان سپه باقي نمانده است، يا ميدان سبزه ميدان كه توسط محسن خان وزيري كاربري خود را از دست داد. اين دكتراي طراحي شهري در مورد معني غلط ميدان ميگويد:در ايران بعد از حضور اتومبيل و طراحي راه ها بر مبناي اتومبيل و قرار دادن كانون هايي غالبا دايره شكل در محل تقاطع ها كه دور زدن وسايل نقليه را تسريع مي كنند ميدان مي گويند در حالي كه اصطلاح صحيح آن فلكه است و نه ميدان كه به آن «round about» مي گويند.
به عقيده بهزادفر چون فلكه يك فضاي بيروني است كه هم محل گشايش است و هم يك محصوريت محدود دارد حس ميدان را به مردم مي دهد كه البته غلط هم نيست، چون بخشي از فعاليت هاي عمومي در اين مكان ها صورت مي گيرد، مثل ميدان فردوسي، انقلاب و امام حسين(ع)، اما نبايد فراموش كرد كه تمام محوطه يك ميدان بايد مورد استفاده قرار گيرد، ولي در فلكه تنها اتومبيل بايد حركت كند و از لحاظ ارتباطي بخشي از حواشي آن محل تجمع و ارتباط جمعي است و مي تواند تا حدودي نقش ميدان را ايفا كند.در كشور ما چون ميدان و فضاي جمعي وجود ندارد فلكه ها به صورت كاملا نارسا نقش ميدان را هم ايفا مي كنند، چنانچه در فلكه هايي كه فضاي مياني آن جاي كافي نداشته باشد، مثل ميدان ونك، انقلاب، ميدان آزادي، سر پل تجريش، وليعصر و هفت حوض كه كانون زندگي جمعي مردم هم شد، اين اتفاق به چشم ديده مي شود. به گفته بهزادفر طبق اطلاعات، محوطه مياني ميدان ونك محل نمازگذاران، خوابيدن و غذاخوردن و حتي برخي روابط پنهاني است وگوشه هاي ميدان هم هر كدام محل فعاليت هاي خاص هستند، مثل محل تجمع كارگران ساختماني، ولي چون مركز آن به صورت فلكه است مشكل دارد و محوطه مياني ميدان دايره اي است كه توزيع سفرها را در يك تقاطع مهندسي ترافيك به عهده دارد.از نظر كالبدي ، فيزيكي و هندسي شهري، اكثر ميادين امروز تقاطع هاي ترافيك نسبتا بزرگي هستند.در اروپا وقتي اتومبيل وارد شد ، تقاطع ها ساخته شدند تا ميادين از بين نروند.به دليل نارسايي جامع ساخت و ساز ، طراحي اجرا در عرصه شهري مفاهيم ، كاركرد ، فرم و قابليت هاي فضاهاي شهري عوض شد ، لذا در ايران ميدان تخريب شده و فلكه، ميدان شد و در مجموع فضاي جمعي به عنوان محفل جمعي تخريب شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 20:54  توسط فریدمصوری | 

شهرمجازي

باگسترش فن آوري اطلاعات درجهان وورودسريع آن به زندگي روزمره مردم مسائل وضرورتهاي تازه اي نيز به وجودآمده است.امروزه انسان توسعه يافته كسي است كه به اطلاعات دسترسي داشته باشدودسترسي به اطلاعات نه يك ضرورت ،كه يك قدرت محسوب مي شود.دراين ميان شهرها به عنوان مراكزقدرت انساني وتمدنهاي بشري بيش ازبيش اهميت يافته اند..

به اعتقادالوين تافلرمردم كره زمين تابه امروزسه موج اساسي تحول راپشت سرگذاشته اند:

 

موج اول موج انقلاب كشاوزي است كه زمان آغازآن بركسي مشخص نيست.موج دوم انقلاب صنعتي است كه به دنبال اختراع ماشين بخاردرسال1764آغازشدوبالاخره موج سوم ياانقلاب انفورماتيك است كه ازسال 1946 كه بشربه ساخت كامپيوترنائل آمده آغازگشته است.

اگردرموج دوم سخت افزارهابه كمك انسانهامي آمدند،درموج سوم اين نرم افزارهاهستندكه به خدمت بشرمي شتابندوتفكرات وتصورات آدمي رابه شكل كدهاي صفريايك وباكمك امواج ماهواره اي مبادله مي كنند. درموج سوم انسان هرروزكه بيشتريادمي گيرد،بيشترمي فهمدكه باحقيقت فاصله دارد.موج سوم راموج خردورزي نيزلقب داده اندزيرادراين عرصهانسانهاديگرفرصت ندارندزيادباهم صحبت كنند،همه چيزتعريف شده وبراي هرتعريف يك كددرنظرگرفته شده است.(الوين تافلر1373)

 

شهرالكترونيكي يكي ازدستاوردهاي موج سوم است.باگسترش صنعت ارتباطات وسپس فرگير شدن اينترنت،فضاي جديدي براي شهرهابه وجودآمده كه ازآن به شهرمجازي تعبيرمي شود.تحولات حوزه فن آوري بويژه گسترش شبكه اينترنت دردهه اخيروانقلاب اطلاعاتي تحولات عميقي راموجب شده وجوامع انساني رابه سوي تبديل شدن هرچه بيشتروسريعتربه جوامع الكترونيك پيش مي برد.جوامعي كه درآنهامرزهاي ميان واقعيت وخيال تااندازه زيادي مخدوش شده ويابه عبارت ديگرواردرابطه اي كاملا تازه شده اند

فن آوری های ارتباطی همچون اينترنت به نوعی آغازساختمان شهری تازه است.شهربالقوهَشهريمتعلق به زمان واقعيَشهری بايک شبکه ارتباطی درونی براساس سرعت مطلق امواج الکترونمغناطيسيَنوعی فرامرکزَشهر-جهانَکه تمام شهرهای واقعی اقماروحاشيه اين شهربالقوه اندواين شهربالقوه درهيچ جانيست.تنهادرآنجاست که آنتنهای بشقابی وفيبرهای نوريدرآنجاهستند.شهرمجازی شهری نيست که درمکان واقعی قرارگرفته باشد.اين شهربه مکان-زمان جغرافيايی وابسته نيستَبلکه بازمان واقعی پخش ودريافت فوری يک پيام رابطه دارد.اين جهشيذاست چشمگيرکه موجب می شودشهرسازبدون توجه به ارتباطات راه دوروامکان اقدام فوری وبدون توجه به شنيداروديداربتواندشهرسازباشد.(پاپلی يزدی ورجبی سناجردی۱۳۸۲)

فشرده شدن زمان ومکان وخلق فضای مجازی زمينه شرايطی رافراهم ساخته که ازآن می توان تحت عنوان سرزمين زدايی نام برد.سرزمين زدايی درعصرجهانی شدن به فرايندی اطلاق می شودکه به واسطه پيشرفت شگفت آورفن آوری های ارتباطيزمينه تغييروتضعيف تحول رشته های پيوندزننده فضای اجتماعی بامکان وسرزمين معين راپيش می آورد(رحيم سرور۱۳۸۳)

درشهرمجازي انسان باانبوهي ازاطلاعات روبروست ودرنتيجه خودراتنهاوسرگردان مي يابد،وحدت ويگانگي خودراازدست داده وخودرابيگانه احساس مي كندكه تمام اين مواردبرهويت شهري وشهروندي تاثيرمي گذارد.پس هويت شهري وحتي شهروندي نيز معاني متفاوتي درچنين شهرهايي مي يابند.

 دوفضايي شدن شهر؛ شهرمجازي وشهرواقعي

 (تو ادامه می تونین بقیه مطلب رو بخونین...)

 چند روزپیش (۲و۳اسفند) همایش مدیریت شهری در مشهد برگزار شد که در این مورد چند نکته ای بنظرم رسید که بیان کنم ولی باشه تا یک دستی به سروروشون بکشو بعد بگم

یا حق 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 اسفند1385ساعت 22:10  توسط فریدمصوری | 

شهر

طبق ماده 4قانون: تعاريف وضوابط تقسيمات كشوري ايران، شهر، محلي (مكاني) است با حدود قانوني كه درمحدوده جغرافيايي مشخص واقع شده وازنظربافت ساختماني، اشتغال وسايرعوامل سيمايي باويژگي هاي خاص خود است، به طوري كه اكثريت ساكنان دايمي آن درمشاغل كسب، تجارت، صنعت، خدمات وفعاليت هاي اداري اشتغال داشته ودرزمينه خدمات شهري از خودكفايي نسبي برخوردارند. شهركانون مبادلات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي وسياسي حوزه نفوذ پيرامون خود بوده و حداقل داراي ده هزارنفرجمعيت است.

شهرسازي

به مجموعه روشهاوتدابيري گفته مي شودكه متخصصان امورشهري به وسيله آن شهرها را بهترمي سازند.يابه عبارتي شهرسازي يعني مطالعه طرح ريزي و توسعه شهرها بادرنظرگرفتن احتياجات اجتماعي واقتصادي باتوجه به حداقل رساندن مشكلات شهري وپاسخ گويي به نيازهاي عمومي جمعيت شهري.

شهرسازي يك كارگروهي و يك كوشش ذسته جمعي باشركت متخصصين علومي است كه به نحوي در زمينه مسائل شهري مي توانند به مطالعه بپردازندو درجهت بهبود، توسعه وبه طوركلي وضع آينده آنهابه تعيين برنامه مبادرت كنند.

دوگرايش اصلي شهرسازي عبارتنداز:

 1-برنامه ريزي شهري: يعني ساماندهي كالبدي-فضاي شهر.

2-طراحي شهري: طراحي شهري تاكيد بركيفيت محيطي عرصه هاي جمعي وسامان بخشي كالبدي اين عرصه ها درجهت ارتقاء كيفيت عملكردي، تجربي، زبياشناختي و زيست محيطي دارد. آنچه كه باكيفيت كالبدي وفضايي محيط سرو كار دارد عبارت است از هنر طراحي شهري به صورت سه بعدي، كه فعاليت آن در حوزه اي ميان معماري، منظر شهري، مهندسي وبرنامه ريزي قرار مي گيرد.

سرانه هاي شهري

يكي از ابزارهايي است كه در فرايند برنامه ريزي كاربري زمين، براي محاسبه و برآورد اراضي و توزيع آن ميان فعاليتها با كاربردهاي مختلف به كار مي رود. در واقع سرانه كاربري زمين به عنوان نوعي معيار و شاخص كمي براي سنجش و مقايسه تغييرات كاربري در جريان زمان مورد استفاده قرار مي گيرد.

شهر، محلي (مكاني) است که در آن مردم در عین باهم بودن, تنهایند

+ نوشته شده در  جمعه 13 بهمن1385ساعت 12:40  توسط فریدمصوری | 
خوب شايد بشه گفت خيلي از شما ها فيلم چپ دست، با بازي حميد گودرزي رو ديده باشين، يا رمان صد سال تنهايي رو خوندين و يا خلاصه به نحوي اسم گابريل گارسياي اسپانيايي رو شنيديدين. فيلم چپ دست به فرهنگ اسپانيش وشخص گابريل گارسيا اشارات زيادي مي کنه.من هم بعد از ديدين اين فيلم تصميم گرفتم سيزده اصل معروف جناب گابريل گارسيا رو براي شما بنويسم تا شما هم بيشتر با اين آقا آشنا بشين.
شايد تک و توکشو ديده باشين ولي همشو يکجا و با هم نديدين!!!!!!!!
بدترين شکل دلتنگي براي کسي است که در کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد!
هرگز لبخند را ترک نکن، حتي وقتي ناراحتي، چون هرکس امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.
تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي ولي، براي بعضي افراد تمام دنيا هستي!
دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو، بلکه به خاطر شخصيتي که به هنگام با تو بودن پيدا مي کنم.
هيچ کس لياقت اشکهاي تو را ندارد  و  کسيکه چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نميشود.
اگر کسي تورا آنطور که مي خواهي دوست ندارد، به اين معني نيست که تورا با تمام وجودش دوست ندارد.
دوست واقعي کسي است دست تورا بگيرد و قلب تو را لمس کند.
هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، مگذران.
به چيزي که گذشت غم مخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
شايد خدا خواسته که ابتدا بسياري  از افراد نامناسب را بشناسي، وسپس شخص مناسب را بشناسي، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شکرگزار باشي.
زياد از حد خودت را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداشته باشي!!!
وبالاخره عزيزانم، زندگي هيچ ارزشي ندارد، ولي در جهان هم هيچ چيز ارزش زندگي را ندارد.
خوب حالا شايد بعضي از شما بپرسين که : ما چرا دوازده اصل زو بيشتر در بالا نديديم يا ممکنه بگين اينا چه ربطي به شهر و شهرسازي داره؟؟!!
   خوب معلومه ديگه، ربطش به بي ربطيشه.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 12:16  توسط فریدمصوری | 
باعرض شرمندگی و پوزش از اینکه وقت گران بهای شما را گرفتم باید عرض کنم که تا اطلاع ثانوی (که چندان هم به طول نمی انجامد) مطلبی در اینجا وجود ندارد ولی با این وجود لطف فرموده و بنده را از نظرات گران سنگ خود محروم نفرمایید . متشکرم

خرم آن روز که زین منزل ویران بروم  *******  

                                           ********    راحت جان طلبم وز پی جانان بروم

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 14:57  توسط فریدمصوری |